خدایا!
مرا به سوی تو وسیله ای جز رشته های رأفت تو نیست و سببی جز عرفان رحمت تو ، نه .
خدایا!
مرا به سوی تو کدامین راه است ، جز کوچه باغهای مهر تو ؟
مرا در گرداب سهمگین گناهانم کدامین ناجیست جز زورق شفاعت نبی تو ؟ پیامبر مهر آجین لطافت گستر ، آن کشتی نجات بخش امت ، از ورطه هولناک غمهای شکننده .
خدایا!
بی ماهتاب شفاعت رسول تو و جز در جاده پر وپیچ وتاب لطف تو چگونه گام به سوی تو می توان زد ؟
خدایا!
پایم فرسوده گناه و پشتم خسته بار معصیت است وابر ظلمانی انانیت ماهتاب مهر تو را حجاب گشته است و شفاعت محمد «ص» را دشوار کرده است .
خدایا!
توفیق طاعت وبعد معصیت آنچنانم عطا کن که تا قله شفاعت محمد «ص» صعود توانم کرد و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید .
خدایا!
من مغروق در گرداب گناه به مأمن رضایتت جز با توان دستهای بخشش تو نتوانم رسید .
خدایا!
زائران امید من برگرد حرم تو طواف می کنند و رائدان اشتیاق من در جستجوی بستان لطف تو هستند .
خدایا!
پرندگان طمع من بر گرد آستان جود تو می گردند .
خدایا!
گلدان آرزوهای مرا به خشکی منشان ونردبان امید را از زیر پای دلم مکشان و تا پایان این راه بی پایان ، مرا به خود مگذار و دست بگیر .
خدایا!
مرا از خاصان ابرار و نیکان اخیار و برگزیدگان ابدالت قرار ده که جز جنت عدن برایشان نپسندی وجز در بلندای « عند ملیک مقتدر » شان ننشاندی و صاعقه نگاهت را بر جانشان زدی و در زیر نم نم باران « الی ربها ناظره » طراوتشان بخشیدی و از میوه های « رضی الله » شان ودر زیر پایشان جویهای « رضوعنه » روان کردی و بر پشتی منزل صدق در نهانخانه کنارت اتکایشان دادی .
ای کریم ترین برای حاجتمندان وای مهربانترین برای قاصدان ، ای مونس ترین بی کسان وتنهایان و ای مأمن ترین برای آوارگان و ای گرمترین آغوش برای واماندگان و ی پرقدرت و مهرترین دست برای مستمندان !
من دست نیاز و واماندگی وحیرانی به دامان صمدیت وجبروت وسبحانی تو آویخته ام ، دستم را به تازیانه حرمان میازار و به خنجر یأس کوتاه مکن . ای تمامت وجود تو گوش شنیدن وای تمامت آغوش تو گرمای اجابت کردن !
برچسب:
نویسنده: آراد مهدوی